زمان دست ِ خود آدم نیست که اگر بود که اگر میشد باشه چقد کارا که میتونستی با 

خیال راحت انجام بدی و هرگز نترسی از اینکه یه روزی حسرت بشه برات ..

کاش میشد زمان رو به عقب برگردوند یه بار دیگه چشماش ُ سیر تماشا کنـــــــی 

برای خنده هاش بمیری ؛ با صداش نفس بکشی و لحظه لحظه نفساش ُ قورت بدی

بهش بگی تو که نمیدونی من سالهای آینده رو بی تو چطوری مـیمیـــــرم !

نمیدونی که اونروزا که نیستی من چطوری نیست میشم .. 

دیگه خنده هام واقعی نیستا ؛ ببین تو که نباشی حتا گریه هامم شور نیست .

شاید اینطوری نگران بشه شاید دلش بسوزه شاید دوس داشته باشه که بمونه !

شاید اینطوری اونم نتونه بی تو رفتن رو تحمل کنه برگرده ُ دستت رو بگیره ُ

بگه بیا با هم بــــریـم ..


تاریخ : سه شنبه 3 آذر 1394 | 17:31 | نویسنده : آینور .... | نظرات
.: :.